تبليغاتX
دیبا الکترونیک

جلسه پیش وارد پنجره Load NetList شدیم و با انجام مراحل ذکر شده قطعاتمون رو روی محیط طراحی PCB قرار دادیم. بعد از انجام اینکار بایستی قطعات شما روی محیط طراحی قرار بگیرند٬ اما اگر نتونستید اونها رو ببینید بایستی از منوی View گزینه Fit Board رو انتخاب کنید. می بینید که قطعات شما به صورت نامرتبی روی محیط قرار گرفته اند و خطوط سبز رنگ هم بیانگر اتصال بین پایه های قطعات است (البته نه به این صورت). حالا بایستی این قطعات رو به دلخواه و سلیقه خودتون کنار همدیگه طوری بچینید که اولا جای زیادی اشغال نکنند و دوما اینکه خطوط سبز رنگی که نماینگر اتصالات هستند بیش از حد با یکدیگر تداخل نداشته باشند زیرا موجب اختلال در مراحل بعدی که مسیریابی خودکار هستش٬ میشه. برای انجام اینکار می تونید از خطوط سبز و قرمزی که هنگام جابجا کردن قطعات ظاهر میشن کمک بگیرید. خط سبز پیشنهاد پروتل به عنوان مکانی مناسب و خط قرمز نمایانگر مکانی نا مناسب هستش. البته در این مرحله نظر و سلیقه شما اهمیت بیشتری داره و گزینه های ذکر شده فقط پیشنهاد هستند.

حالا بایستی یک قاب بدور قطعاتتون بکشید که در واقع نمادی از بورد اصلی شماست که مرز های آن را مشخص می کند. برای اینکار از زبانه های پایین صفحه زبانه " KeepOutLayer " را انخاب کنید. حالا با استفاده از ابزار Line که در جعبه ابزارهای سمت چپ صفحه قرار دارد مرزی به دور قطعات خود رسم کنید. (این ابزار دقیقا شبیه ابزار Wire در محیط طراحی شماتیک است). نمونه کار من رو می تونید در تصویر مشاهده کنید.

برای استفاده از ابزار مسیریابی خودکار پروتل که اتصالات بین پایه های قطعات رو به صورت خودکار طراحی می کنه٬ بایستی یک سری تغییراتی در تنظیمات این قسمت ایجاد کنیم.برای این کار از منوی Design>Rules را انتخاب کنید. پنجره ای که ظاهر می شود حاوی تنظیمات مسیریابی و اتصالات بین پایه ها از قبیل ضخامت اتصالات٬ قطر سوراخها و ... می باشد. در حالات پیشفرض مسیریابی برای بوردهای دوطرفه انجام می شود و ما در این قسمت می خواهیم کاری کنیم که طراحی برای بورد های یک طرفه صورت گیرد. سپس از لیست موجود در پنجره باز شده گزینه Routing Layers را انتخاب کنید (۱). حالا از لیست پایین صفحه روی تنها گزینه موجود دوبار کلیک کنید (۲). پنجره ای ضاهر می شود که بایستی در کادر Rule Attribute مقدار لیت های کشویی Toplayer و Buttom Layer را همانند شکل به ترتیب به قادیر Any و Not Used تغییر دهید (۳و ۴). حالا Ok را فشار دهید و پنجره تنظیمات را ببندید تا دوباره به محیط طراحی بازگردید. البته تصاویر و راهنمایی های گزینه های موجود در پنجره تنظیمات کاملا گویای اعمال آنها هستند و شما می توانید بعدها اعمال آنها را بررسی کنید.

حالا تنها مساله ای که باقی می مونه انجام مرحله مسیریابی خودکار هستش. در این مرحله خود برنامه پروتل اتصالات بین پایه های قطعات رو به صورت خودکار به طریقی که مشاهده خواهید کرد رسم می کنه! برای انجام اینکار از منوی Auto Route گزینه All رو انتخاب کنید و از پنجره ظاهر شده دکمه Rute All رو فشار بدید. (اگر سوالی از شما پرسیده شد yes را انتخاب کنید). حالا مدت زمانی طول می کشد تا این مسیریابی صورت گیرد. در صورت عدم وجود خطا این عمل با موفقیت انجام خواهد شد و گزارشی از نحوه کار نمایش داده خواهد شد. باید توجه داشته باشیم که بد چیدن٬ نزدیک هم چیدن٬ تنگ رسم کردن مرز بورد و برخی از موارد دیگر می تواند در پروژه های پیچیده تر٬ این مرحله را دچار نقص کند که با روی هم افتادن برخی از خطوط اتصال مواجه خواهید شد. نمونه کار من رو می تونید در تصویر مقابل مشاهده کنید.

خوب دیگه! فکر کنم دیگه باید این سری از مقالات رو همینجا تمومش کنم... البته این مبحث خیلی گسترده هستش و هنوز هم مراحل زیادی برای گسترش کارمون وجود داره که بایستی از اونها صرف نظر می کردم. بالاخره من سعی کردم تاحدی که ممکنه برای انجام یه پروژه رباتیکی و الکترونیکی به طراحی PCB احتیاج داشته باشید٬ شما رو با این نرم افزار آشنا کنم. امیدوارم مورد پسندتون واقع شده باشه.

این مبحث هم تموم شد!!!

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 31 مرداد1385 و ساعت 15:45 |
در مقاله قبلی درباره فوت پرینتها توضیح دادم و فوت پرینت تمام قطعات پروژمون رو هم به مقدار مناسبشون تغییر دادیم. اما برای تهیه PCB از شماتیک بدست آمده هنوز باید چند مرحله دیگه رو بصورت زیر طی کنید.

۱- از منوی Design گزینه Create Netlist رو انتخاب کنید تا پنجره جدیدی با عنوان "Netlist Creation" ظاهر بشه. مقدار پیش فرض تمام فیلدهای این پنجره رو به صورت پیشفرض باقی بگذارید و روی دکمه OK کلیک کنید. با انجام این مرحله زبانه جدیدی با عنوان YourSheetName.NET ایجاد خواهد شد (من از نامهای پیشفرض استفاده کردم و در شکل زیر این زبانه را با نام Sheet1.NET مشاهده می کنید) که حاوی اطلاعاتی در مورد نحوه اتصال پایه های قطعات پروژه به یکدیگر می باشد (مثلا پایه شماره دو ی فلان مقاومت به پایه شماره ۱ گیرنده متصل است و... ). با ایجاد این فایل کاملا آماده وارد شدن به مرحله بعدی که محیط طراحی PCB یا همون فیبر مدارچاپی هستش٬ شدید.

۲- از لیست زبانه ها٬ زبانه Documents را انتخاب کنید تا بتوانید محتویات آن را مشاهده کنید. می بینید که فایل شماتیک٬ فایلی که در مرحله قبل تولید کردیم و سایر ملحقات پروژه ما در این پوشه قرار دارد. حالا می خواهیم به همان روشی که در جلسات اول یک سند شماتیک به این پوشه اضافه کردیم٬ یک سند PCB هم اضافه کنیم. پس همانند شکل روی یک قسمت خای از آیکن در این پوشه راست کلیک کنید و از منوی ظاهر شده گزینه New را انتخاب کنید. پنجره New Document همانند شکل باز خواهد شد. از میان گزینه های آن آیکن PCB Documents را همانند شکل انتخاب کنید و بر روی دکمه OK کلیک کنید. یک نمونه از این سند به پوشه Documents اضافه خواهد شد. شما می توانید نام آن را به دلخواه تغییر دهید (فقط نام و نه پسوند).

حالا روی آیکون این سند دوبار کلیک کنید تا وارد محیط جدیدی طراحی فیبر مدار چاپی که محیطی سیاه رنگ است٬ شوید. حالا بایستی نتیجه کارهایی را که در مراحل قبلی بدست آوردیم وارد این محیط کنیم.

۳- از منوی Design گزینه Load Nets را انتخاب کنید تا پنجره "Load/Forward Annotate Netlist" همانند شکل ظاهر شود (البته این پنجره در مرحله بعدی به این صورت پر خواهد شد). روی دکمه Browse از این پنجره کلیک کنید پنجره جدیدی باز خواهد شد که تمام محتویات پروژه شما را به صورت درختی نمایش می دهد. از زیر مجموعه پوشه Documents فایلی را که در مرحله ۱ همین مقاله ایجاد کردید (مثلا نام فایل من بدون تغییر Sheet1.NET هستش) انتخاب کنید و دکمه OK را کلیک کنید تا پنجره "Load/Forward Annotate Netlist" رو بصورت زیر مشاهده کنید.

در صورتی که تمام مراحل قبلی این مقاله و مقالات قبلی را به درستی اجرا کرده باشید کادر Error هر کدام از گزینه های لیست بالا خالی خواهد بود. اما اکثر خطا ها در صورت وجود٬ مربوط به مرحله نام گذاری قطعات ویا تعیین فوت پرینت آنهاست٬ بعلاوه توضیح مختصری هم در کادر Error فیلد مربوطه دز صورت بروز خطا نمایش داده خواهد شد که شما را در حل مشکل راهنمایی خواهد کرد. بعد از رفع تمام مشکلات (در صورت وجود) زمانی که بدون هیچ مشکلی به مرحله فوق رسیدید٬ تنها کافیست روی دکمه Execute پنجره نمایش داده شده در تصویر٬ کلیک کنید.

می خواستم این آموزش رو تو همین پست تموم کنم و تقریبا تا آخرای کار پیش رفته بودم. اما دیدم خیلی طولانی میشه و هم از حوصله شما و هم از حوصه من خارجه!!!
ایشالله این سری آموزشها توی پست بعدی تموم میشه و بعد از اون یجورایی می خوام بترکونم!!!!  توضیح بیشتر بمونه واسه بعد. فعلا بای تا پست بعدی .

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 31 مرداد1385 و ساعت 15:44 |
از مبحث پروتل تا اینجای کار فقط یادگرفتیم که چطور شماتیک مدارمون رو طراحی کنیم. از تصویر این شماتیک می تونید در جاهای مختلف مثلا مثل من تو آموزش های وبلاگ و یا توضیحات پایان نامه و... تون استفاده کنید. اما برای طراحی فیبر مدار چاپی پروژه ای با شماتیک موردنظر (هر شماتیکی که طراحی کردید) باید یک سری مراحل دیگه رو هم طی کنید که در این قسمت و قسمتهای بعدی (نهایتا یکی ۲ قسمت دیگه) به تشریح این مراحل می پردازم...

تعریف FootPrint: هر قطعه ای که روی محیط طراحیطون قرارش میدید دارای خاصیتی بنام FootPrint هستش. این فوت پرینت یا معادل فارسیش "شکل پایه"٫ همونطور که از اسمش پیداست بیانگر شکل و فرم پایه ها و بسته سخت افزاری اون قطعه بر روی فیبر مدار چاپی می باشد. به عنوان مثال شکل بسته و یا فاصله سوراخهای پایه های یک مقاومت با یک خازن بر روی فیبر چاپی متفاوت هستش. برای مشخص کردن این خاصیت باید از FootPrint کمک بگیریم. برای مثال فوت پرینت (یا طرح پایه) یک مقاومت رو باید برابر AXIAL0.4 قرار بدیم٬ که در پایین مراحل انجام این کار به همراه توضیح بیشتری در مورد فوت پرینت ها مشاهده می کنید.
ابتدا روی شمایل قطعه مورد نظرتون دابل کلیک کنید تا پنجره زیر باز بشه 

همونطور که میبینید بعد از دابل کلیک بر روی قطعه پنجره فوق ظاهر میشه که باید در کادر FootPrint ٫ طرح پایه مورد نظرتون رو وارد کنید. مثال ما یک مقاومت هستش که فوت پرینت مربوط به مقاومت AXIAL0.4 هستش که من در کادر مربوطه وارد کردم. اما این FootPrint اینقدرها هم پیچیده نیست و برای قطعات مختلف دارای قانون خاصی به فرم زیر هستش:

AXIAL  : برای قطعات ۲ پایه که به صورت تخت یا خابیده روی برد قرار می گیرند بکار می رود - مثلا AXIAL0.4 برای یک قطعه مثل مقاومت با فاصله 0.4" بین سوراخ پایه های آن بکار می رود.

RAD     : برای قطعات ۲ پایه که بصورت ایستاده روی برد قرار می گیرند بکار می رود - مثلا RAD0.2 برای یک قطعه مثل خازن عدسی یا مقاومت با فاصله 0.2" بین سوراخ پایه های آن بکار می رود.

POLAR : برای قطعات ۲ پایه که جهت قرار گیری پایه های آن اهمیت دارد بکار می رود - مثلا POLAR0.2 برای یک قطعه مثل خازن که قطبیت پایه های آن اهمیت دارد بکار می رود.

SIP : برای ایجاد سوراخهای پین های یک خطی بکار می رود. مثلا  SIP8 برای یک ردیف هشت تایی پین ها می توان استفاده کرد.

DIP : برای قطعات با دو ردیف پایه مثل آیسی ها بکار می رود. برای مثال DIP8 برای یک آیسی ۸ پایه می تواند استفاده شود.

XTAL1  : فوت پرينت مخصوص كريستال ها مي باشد.

اين ها فقط چند نمونه پركاربرد از فوت پرينتها هستند. ساير فوت پرينتها رو هم مي تونيد از اينترنت و يا از داخل پروژه هاي نمونه نرم افزار پروتل و يا اينترنت خارج كنيد. راستی حالا که این عکس بالا رو داریم بیاید بقیه فیلدها رو هم مرور کنیم

Lib Ref: این فیلد مشخه قطعه در کتابخانه های پروتل می باشد. برای مثال اگر روی یک مقاومت دوبار کلیک کنید و پنجره بالا باز شود٬ مقدار این فیلد برای مقاومت برابر RES1 می باشد و اگر آن را مثلا به FUSE1 تغییر دهید می بینید که قطعه کلا از مقاومت به فیوز تبدیل می شود.

Part Type: متن دلبخواهی است که در کنار شمایل قطعه نمایش داده می شود.

Part: برخی از قطعات دارای دو قسمت مجزا هستند که ممکن است ما تمایل به نمایش قسمت های مختلف آن را داشته باشیم که از این قسمت می توانیم اینکار را انجام دهیم. برای مثال آپ امپ های LM357 بصورت DUAL OPaMP هستند یعنی ۲ آپ امپ در یک بسته که برای انتخاب هر آپ امپ باید از این فیلد استفاده کنید.

فیلدهای Designator و Footprint هم در دو پست اخیر به طور مفصل شرح داده شدند. اما در آخر فقط اشاره کوچکی به فوت پرینت قطعات پروژه خودمون (از جلسه اول آموزش پروتل تا حالا داریم روی مدار سنسورها کار می کنیم) می کنم.
فوت پرینت مربوط به تمام مقاومت ها رو برابر AXIAL0.4 ٬ فوت پرینت آیسی آپ امپ را برابر DIP8 (از LM357 که ۸ پایه دارد استفاده می کنیم) ٫ فوت پرینت کانکتور ۳ پین رو برابر SIP3 ٫ فوت پرینت پک فرستنده و گیرنده رو برابر DIP4 (من فوت پرینت مخصوص این قطعه رو نتونستم پیدا کنم اما چون این قطعه ۴ پایه داره از DIP4 استفاده کردم) و فوت پرینت پتانسیومتر رو هم برابر VR-5 قرار بدهید.

حالا پروژه شما آماده وارد شدن به مرحله بعدی یعنی طراحی برد مدار چاپی هستش. این کار رو ایشالله تو جلسه بعدی آموزش خواهم داد. پس فعلا تا پست بعدی خدانگهدار .

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 31 مرداد1385 و ساعت 15:23 |
فکر می کنم برای شروع بهتره همون کار نیمه کارمون خودم یعنی "آموزش گام به گام Protel 99 SE" رو ادامه بدیم و تموم کنیم, پس بی هیچ مقدمه ای .... :

طی دو مقاله قبل یک پروژه جدید باز کردیم و بعد از وارد شدن به مرحله طراحی شماتیک مدار، قطعات مورد نیاز پروژمون رو روی محیط طراحی قرار دادیم و اتصالات بین اونها رو با استفاده از ابزار Wire برقرار کردیم و اما...
هر کدوم از قطعاتی که روی محیط کار قرار می دیم از سادترن تا پیچیده ترینشون دارای یک نام منحصر به فرد باید باشند که البته به صورت قراردادی ترجیح داده میشه این نام کوتاه و مرطبت با نام اصلی قطعه باشه. مثلا برای مقاومت ها R1,R2,... و براي خازن ها ‍‍C1,C2,... انتخاب میشه. همونطور که ملاحضه می کنید با قرار دادن هر قطعه روی محیط طراحی یک نام برای اون به صورت پیشفرض انتخاب میشه که البته این نام به صورت ?R یا ?C و .... می تونید ببینید که مثلا اگر ۱۰ تا مقاومت روی محیط قرار بدیم هر ۱۰ تا با نام ?R هستند که این مخالف منحصر به فرد بودن نام قطعات هستش. بنابراین باید بعد از اتمام طراحی و تکمیل سیم کشی این علامت سوالها طوری تغییر بدیم که هر قطعه نام منحصر به فردی داشته باشه. به طور معمول بجای علامت سوال از اعداد استفاده می کنند یعنی نام ۱۰ مقاومت با به صورت R1,R2,R3,... تغییر خواهد کرد. این تغییر نام رو می تونید هم به صورت دستی و هم به صورت اتوماتیک انجام بدید.

روش دستی: روی تصویر قطعه مورد نظر دوبار کلیک کنید پنجره ای ظاهر می شود که حاوی برخی از خصوصیات قطعه مورد نظر می باشد. نامی که ما در مورد آن صحبت کردیم را در کادرِDesignator مشاهده می کنید. با تغییر متن موجود در این کادر نام قطعه نیز تغییر خواهد کرد.

روش اتوماتیک: اما برای روش اتوماتیک که بسیار سریعتر و دقیقتر می باشد از منوی Tools گزینه Annotate... را انتخاب کنید تا پنجره Annotate به باز شود.

کمبوباکسی که در شکل به شماره ۱ مشخص شده است دارای چهار گزینه است که من فقط ۲ گزینه اول را شرح می دهم. All Parts که اگر انتخاب شود باعث نامگذاری دوباره تمام قطعات می شود. ممکن است بعضی از قطعات قبلا به همین روش یا به روش دستی نام گذاری شده باشند که با انتخاب این گزینه از نام قبلی آنها صرف نظر شده و دوباره نام گذاری می شوند. گزینه Parts ? که عکس گزینه قبلی عمل می کند و فقط قطعاتی را که نام آنها شامل ؟ می باشد نام گذاری اتوماتیک می کند.

تیک های موجود در کادر "Group Parts Together if matched by" برای گروه گروه کردن قطعات بر حسب خصوصیات یکسان آنها بکار برده می شود. مثلا تیک زدن Part Type باعث می شود که تمام قطعاتی که Part Type آنها RES1 (یعنی مقاومت) است در یک گروه قرار گیرند. به این معنی که نام همه قطعات یک گروه دارای یک حرف ثابت (مثل R برای مقاومت, C برای خازن ,..) و یک عدد که برای هر قطعه منحصر است, می باشد. مثلا ۱۰ مقاومت بصورت R1 تا R10 نام گذاری می شوند.

و گزینه های کادر آخر (۳) که مشخص کننده نحوه حرکت میان قطعات برای نامگذاری آنها می باشد. تصویر و نام هر گزینه در این قسمت کاملا مبین کارکرد آن می باشد پس من در اینجا توضیح بیشتری نمی دهم. توصیه من این است که حالت پیشفرض تنظیمات این پنجره را تغییر ندهید و با فشردن دکمه OK فقط شاهد نتيجه باشيد. البته بعد از فشردن اين كليد زبانه جديدي باز مي شود كه حاوي گزارشي در مورد تغيير نام قطعات مي باشد. با راست كليك روي عنوان اين زبانه و انتخاب گزينه Close آن را ببندید تا به پنجره طراحی باز گردید و نتیجه را ببینید.

باور کنید بیشتر از این تو وسع ام نیست!! آخه همین مطلب رو هم دارم قایمکی سر کارم می نویسم!!!. قول میدم قسمت بعدی رو به همین زودی ها بنویسم. دوستون دارم و فعلا بای.

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 31 مرداد1385 و ساعت 9:3 |

دوستان گلم سلام . راستش بدی اینجور آموزشها اینه که هم من و هم شما خوب میدونیم که تو قسمت بعدی چی میخوایم یاد بگیریم یا آموزش بدیم به همین خاطر اون هیجانی رو که هنگام خوندن یا نوشتن (برای من) مقالات ساخت ربات وجود داشت، حداقل در همون حد وجود نداره! ولی شما به این فکر کنید که یاد گرفتن این نرم افزار خیلی مفیده چون اگر به هر نحوی با الکترونیک و مدارات و... سرکار پیدا کنید (مثلا همین ساخت ربات) بدون برو برگرد باید باکه همچین نرم افزاری سروکله بزنید که البته هم کار کردن باهاش و هم نتیجه کارش خیلی شیرین هست... حالا که یکم امید گرفتید  بیاید قسمت دوم رو شروع کنیم:

در مقاله قبل یک پروژه جدید باز کردیم و بعد از وارد شدن به مرحله طراحی شماتیک مدار، رسیدیم به جایی که باید قطعات مورد نیازمون رو روی صفحه طراحی بزاریم:
خوب طبق نقشه مدار سنسورها که اون رو در مقاله قبلی برای دومین بار نشون دادم، برای طراحی شماتیکش این مدار ما به یک پتانسیومتر، دو عدد مقاومت، یک پک سنسور و یک آیسی آپ امپ LM358 استفاده خواهیم کرد:

نکته۱: در محیط طراحی با فشار دادن کلید Page Up & Page Down می توانید زوم-این یا زوم-اوت کنید. البته این کار را از طریق منوها  هم میتونید انجام بدید که به دلیل استفاده زیاد و سرعت بالا همین روش پیشنهاد میشه.
نکته۲: قبل از قرار دادن قطعه روی صفحه می تونید با فشار دادن کلید  Space-bar شماتیک قطعه رو هربار ۹۰ درجه بچرخونید. برای انجام همین کار بعد از قرار دادن قطعه روی صفحه باید روی قطعه کلیک کنید و همزمان با نگه داشتن کلید چپ ماوس Space-Bar رو فشار بدید.

  1. از لیست قطعات -پنجره سمت چپ پایین- "CON3" را که مربوط به کانکتور ۳ پایه می باشد انتخاب کنید و بعد از فشردن دگمه Place یک عدد از آن روی صفحه طراحی قرار دهید
  2. از لیست قطعات "RES1" مربوط که به مقاومت است انتخاب کنید و دوتا از این قطعه نیز روی صفحه قرار دهید.
  3. یک عدد پتانسیومتر که معادل آن در لیست "POT1" می باشد نیز، روی صفحه قرار دهید. طبق روش گفته شده می توانید قطعه را به شکل دلخواه بچرخانید.
  4. حالا یک عدد پک فرستنده و گیرنده سنسور که نام معدل آن در لیست "OPTOISO۱" می باشد روی صفحه قرار دهید.
  5. در آخر نوبت به آپ امپ میرسد که نام معادل آن در لیست همان "OPAMP" می باشد.
  6. در این مدار ورودی های ما تنها دوسر منفی و مثبت یک منبع ۵ولتی هستند و خروجی ما هم تنها یکی می باشد که خروجی تولید شده توسط آپ می باشد. بنابراین ما از ۲ پایه کانکتور برای ورودی ها و یکی برای خروجی مان استفاده می کنیم.
  7. یک جعبه ابزاردیگر در سمت راست محیط وجود دارد که حاوی دگمه هایی برای رسم اتصالات، اشکال و سایر ترسیمات غیر الکترونیکی می باشد.
  8. از این جعبه ابزار دگمه "Power Port" را انتخاب کنید -در شکل با (۲) مشخص شده- و قبل از قرار دادن آن روی صفحه دگمه TAB را فشار دهید. با این کار پنجره جدیدی که حاوی اطلاعات قطعه می باشد همانند شکل باز می شود. یکبار Net را برابر VCC و Style را برابر ‌Bar قرار دهید و بعد از تایید دو عدد از این قطعه روی صفحه قرار دهید و بار دیگر TAB را فشار دهید و مقدار Net و Style را به ترتیب به GND و Power Ground تغییر دهید و بعد از تایید دو عدد از این قطعه نیز در صفحه قرار دهید. نحوه قرار گیری این قطعات را همانند شکل تغییر دهید.
  9. حالا با استفاده از چرخاندن و جا بجا کردن قطعات شکل قرار گیری آنها را به صورتی منظم تر در آورید تا قطعاتی که باید به هم اتصال داشده شوند نزدیک هم قرار گیرند. در اینجا می توانید از تصویر نمونه کمک بگیرید ولی در مدارهای دلخواه خودتان اینکار بسته به سلیقه شما و بر عهده خودتان است.
  10.  دگمه "Wire" که برای رسم اتصالات می باشد -در شکل با (۱) مشخص شده- انتخاب نمایید و سرهای قطعات را همانطور که در نقشه مدارتان دارید، به هم متصل کنید در اینجا می توانید از تصویر کمک بگیرید ولی در سایر مدارات این کار نیز بر اساس طرح مدار خودتان و با دخالت سلیقه خود شما باید انجام شود. سعی کنید این مرحله را با سلیقه خاصی انجام دهید تا مدار شما گنگ و سردر گم کننده نشود.

  11. همانطور که میبینید ممکن است برخی از خطوط بدون داشتن هر اتصالی از روی هم عبور کنند. در هنگام عبور دو خط از روی هم به طور پیشفرض ایندو با نمایش علامت  به یکدیگر متصل میشوند که با انتخاب دایره قرمز و فشار دادن کلید DEL این اتصال از بین میرود.
  12. نکته بسیار مهم در طراحی این مدار، نامگذاری Power Portها یا همان قطعاتی که در مرحله ۸ روی محیط قرار دادید، هستش. شما باید تمام علائم "زمین" رو با یک نام یکسان -در اینجا GND- و تمام "پاور ها"رو با نام یکسان دیگر -دراینجا VCC- نامگذاری کنید. با انجام اینکار هنگام رسم مدار چاپی، تمام اتصالات همنام به هم متصل خواهند شد. مثلا در این مثال، بعدا خواهیم دید که پایه های آپ امپ، پتانسیومتر و... که به سر مثبت و منفی وصل هستند، بدون وجود هیچ خط اتصالی میان انها و پایه های ۱ و ۲ کانکتور، در مرحله بعدی به این پایه های کانکتور وصل خواهند شد. تا، زمانی که ما سر مثبت و منفی منبع را به این دو پایه وصل می کنیم تمام این قطعات مصرف کننده، تغذیه شوند.

خوب دیگه فکر می کنم مطلب به اندازه کافی به جاهای شیرینش نزدیک شده باشه. شما میتونید تا آموزش مطلب بعدی، بعضی از قطعات لیست رو امتحان کنید و یا حتی بعد از آشنایی با اونها مدارات دلخواه خودتون رو به همین روش طراحی کنید تا بتونید همپای این آموزشها فیبر مدار چاپی اون ها رو طراحی کنید.
نام اکثر قطعات موجود در لیست تابلو هستش و اونهایی رو هم از رو اسمشون نمیشه فهمید با استفاده از تصویرشون حتما متوجه خواهید شد مربوط به کدام قطعات هستند. البته برخی از قطعات مثل میکروکنترلرها یا حتی برخی آیسی های ساده در لیست فعلی وجود ندارند که بعدا میگم که چطور باید کتابخانه اونها رو اضافه کرد تا از اونها استفاده کنید.

امیدوارم این مطلب مورد توجهتون قرار بگیره. نظریادتون نره... فعلا یا حق!

+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 30 مرداد1385 و ساعت 23:51 |
اما به عنوان سری جدید آموزش هام دوست دارم برای شروع، هم در راستای آموزش قبلی و هم به درخواست تعدادی از دوستان مقالات آموزشی گام به گامی در مورد Protel 99 SE و نحوه طراحی فیبر مدار چاپی (PCB) توسط این نرم افزار، رو آموزش بدم. پس بیاید بی معطلی شروع کنیم:

خوبه بدونید برای طراحی PCB از روی نقشه یک مدار توسط این نرم افزار باید چند مرحله رو به ترتیب انجام....
به علت طولانی شدن مقاله ادامه آن را با کلیک بر روی "ادامه مطلب" مشاهده کنید.

+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 30 مرداد1385 و ساعت 11:8 |

 

 كاربردهاي نظامي ليزر هميشه عمده ترين كاربردهاي آن بوده است . فعلا مهمتريم كاربردهاي نظامي ليزر عبارت اند از:

الف) فاصله يا بهاي ليزري

ب) علامت گذارهاي ليزري

ج) سلاح هاي هدايت انرژي

فاصله ياب ليزري مبتني بر همان اصولي است كه در رادارهاي معمولي از آن ها استفاده مي شود. يك تپ كوتاه ليزري ( معمولا با زمان 10 تا 20 نانوثانيه) به سمت هدف نشانه گيري مي شود و تپ پراكنده برگشتي بوسيله يك دريافت كننده مناسب نوري كه شامل آشكارساز نوري است ثبت مي شود. فاصله مورد نظر با اندازه گيري زمان پرواز اين تپ ليزري به دست مي ايد. مزاياي اصلي فاصله ياب ليزري را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :

الف) وزن - قيمت و پيچيدگي آن به مراتب كمتر از رادارهاي معمولي است.

ب) توانايي اندازه گيري فاصله حتي براي هنگامي كه هدف در حال پرواز در ارتفاع بسيار كمي از سطح زمين و يا دريا باشد.

اشكال عمده اين نوع رادار در اين است كه باريكه ليزر در شرايط نامناسب رويت به شدت در جو تضعيف مي شود. فعلا چند نوع از فاصله يابهاي ليزري با بردهاي تا حدود 15 كيلومتر مورد استفاده اند :

:الف) فاصله ياب هاي دستي براي استفاده سرباز پياده ( يكي از آخرين مدل هاي آن در آمريكا ساخته شده كه در جيب جا مي گيرد و وزن آن با باتري حدود 500 گرم است.

:ب) سيستم هاي فاصله ياب براي استفاده در تانكها

:ج) سيستم هاي فاصله ياب مناسب براي دفاع ضد هوايي

اولين ليزرهاي كه در فاصله يابي از آن ها استفاده شد ليزرهاي ياقوتي با سوئيچ
Q بودند. امروزه فاصله يابهاي ليزري اغلب بر اساس ليزرهاي نئودميم با سوئيچ Q طراحي شده اند. گرچه ليزرهاي CO2 نوع TEA در بعضي موارد ( مثل فاصله ياب تانك ها ) جايگزين جالبي براي ليزرهاي نئودميم است.

دومين كاربرد نظامي ليزر در علامت گذاري است. اساس كار علامت گذاري ليزري خيلي ساده است : ليزري كه در يك مكان سوق الجيشي قرار گرفته است هدف را روشن مي سازد به خاطر روشنايي شديد نور هنگامي كه هدف به وسيله يك صافي نوري با نوار باريك مشاهده شود به صورت يك نقطه روشن به نظر خواهد رسيد. سلاح كه ممكن است بمب - موشك - و يا اسلحه منفجر شونده ديگري باشد بوسيله يك سيستم احساسگر مناسب مجهز شده است. در ساده ترين شكل اين احساسگر مي تواند يك عدسي باشد كه تصوير هدف را به يك آشكارساز نوري ربع دايره اي كه سيستم فرمان حركت سلاح را كنترل مي كند انتقال مي دهد و بنابراين مي تواند آن را به سمت هدف هدايت كند. به اين ترتيب هدف گيري با دقت بسيار زياد امكان پذير است. ( دقت هدف گيري حدود 1 متر از يك فاصله 10 كيلومتري ممكن به نظر مي رسد.) معمولا ليزر از نوع
Nd: YAG است. در حالي كه ليزرهاي CO2 به خاطر پيچيدگي آشكارسازهاي نوري ( كه مستلزم استفاده در دماهاي سرمازايي است) نامناسب اند. علامت گذاري ممكن است از هواپيما - هليكوپتر و يا از زمين انجام شود. ( مثلا با استفاده از يك علامت گذار دستي ).

اكنون كوشش قابل ملاحظه اي هم در آمريكا و هم در روسيه براي ساخت ليزرهايي كه به عنوان سلاحههاي هدايت انرژي به كار مي روند اختصاص يافته است. در مورد سيستم هاي قوي ليزري مورد نظر با توان احتمالا در حدود مگا وات ( حداقل براي چند ده ثانيه ) يك سيستم نوري باريكه ليزر را به هدف ( هواپيما - ماهواره يا موشك ) هدايت مي كند تا خسارت غير قابل جبراني به وسايل احساسگر آن وارد كند و يا اينكه چنان آسيبي به سطح آن وارد كند كه نهايتا در اثر تنش هاي پروازي دچار صدمه شود سيستم هاي ليزر مستقر در زمين به خاطر اثر معروف به شكوفايي گرمايي كه در جو اتفاق مي افتد فعلا چندان عملي به نظر نمي رسند. جو زمين توسط باريكه ليزر گرم مي شود و اين باعث مي شود كه جو مانند يك عدسي منفي باريكه را واگرا سازد با قرار دادن ليزر در هواپيماي در حال پرواز در ارتفاع بالا و يا در يك سفينه فضايي مي توان از اين مساله اجتناب ورزيد. اطلاعات موجود در اين زمينه ها به علت سري بودن آن ها اغلب ناقص و پراكنده اند. اما به نظر مي رسد كه اين سيستم ها كلا شامل باريكه هايي پيوسته با توان 5 تا 10 مگا وات (براي چند ثانيه ) با يك وسيله هدايت اپتيكي به قطر 5 تا 10 متر باشند مناسب ترين ليزرها براي اينگونه كاربرد ها احتمالا ليزرهاي شيميايي اند (
DF يا HF) . ليزرهاي شيميايي به ويژه براي سيستم هاي مستقر در فضا جالب اند زيرا توسط آن ها مي توان انرژي لازم را به صورت انرژي ذخيره فشرده به شكل انرژي شيميايي تركيب هاي مناسب تامين كرد.

 

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 17 مرداد1385 و ساعت 18:16 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar